نوشدار بعد از مرگ سهراب؟!
"روزنامه جمهوری اسلامی: نماز جمعه ۱۲ مرداد، برخی ائمه جمعه به صورت هماهنگ به شخص رئیسجمهور تاختند / اینها از واقعیتها بیخبرند؟ / منبر خطبه جمعه پایگاه اغواگری و جهل پراکنی نیست / ..../ برخی ائمه جمعه علم کافی، تحلیل صحیح و اطلاعات مورد نیاز را ندارند / شورای سیاستگذاری ائمه جمعه درباره ابقاء یا تغییر آنها تصمیم گیری کند ...."
*********
نوشداری بعد از مرگ سهراب مشتری ندارد... دارد؟!
نقد قدرت یکی از ویژگی ها و از ارکان جامعه باز است. و در جامعه ما نماز جمعه می توانست و می تواند پایگاه قدرتمندی برای نقد های علمی و معیار مند و روشمند قدرت و جامعه و سیاست و فرهنگ و اقتصاد و ... باشد، ولی نتواسته یا نخواسته چنین کند. بلکه دراین چهل سال-منهای نماز جمعه هایی چند متفاوت- اغلب با محتواهایی دم دستی آدینه های را پشت سر گذاشته است....نقد خطبه های نماز جمعه از سوی هنجار فرستان و تریبون داران رسمی مانند روزنامه جمهوری اسلامی می توانست و می تواند به ارتقاء محتوای خطبه ها و مراسم نماز جمعه و تأثیر گذاری آن در جامعه و ارتقاء آگاهی مخاطبان بیانجامد. متأسفانه این نقد هم یا ناشدنی بوده یا نخواستنی، تا امروز. و امروز با کلیشه ای که پیرامون نماز آدینه شکل گرفته برای اینگونه موضع گیری های روزنامه جمهوری اسلامی-آن هم نه مستمر بلکه دفعی و مقطعی- بسیار دیر شده است....
+ نوشته شده در دوشنبه پانزدهم مرداد ۱۳۹۷ ساعت 12:17 توسط "هه رای"
|
چنین می اندیشم که یک قوچانی هستم. به تمام معنا(تند و تیز، صادق، ضمخت، یک دنده، صدایی در وضعیت عادی هم نتراشیده، توده اضداد. با قهقه خنده، و عصبانیت در صفر تا چهار صدم ثانیه، زودباور، تحلیلگر، ریز بین، منتقد، خود رأی، با دیگران مهربان و با خویش بیگانه، در نظام اداری سربه زیر، بی دفاع، به کم -که چه عرض کنم- به هیچِ خود قانع، چون اژدها-فقیر- بر گنج فرهنگ خوابیده و...) به قوچانی بودن اگرهم افتخار کنم، افتخاری است مربوط به گذشته و به باشندگی نیاکانم...که، از فرط صداقت و صراحت لهجه ای که داشته اند، از شور آزاد منشی ای که لبریزبوده اند،از حرف زوری که در درازنای تاریخ برنتافته اند؛ همواره و هر روز خود مشق"بودن" نوشه اند...(از حمله مغول بگیر تا تگ هر نوخاسته ای که سر جهانداری و جهانگیری داشته و گذرش به قوچان افتاده و کمیتش اینجا نلنگیده است!) این را تاریخ گواهی تواند کردن...