"*گزیدهای از مقررات توضیحالمسائل چسب هل:
روش ساری و جاری در کارخانه برگرفته از ایده و اعتقاد مالک آن یعنی آقای خلیل نظری و این طرز فکر اجباری و لازمالاجراست./ شرکت نکردن در ورزش دستهجمعی ۱۲۰ هزار تومان جریمه دارد. برای شرکت نکردن در ورزش«هیچ بهانهای حتی داشتن کسالت نیز مورد قبول نیست چرا که فرد کسل نمیتواند کار کند و باید آن روز از مرخصی استفاده کند»./ برای رعایت نظم کارکنان باید حداکثر تا ساعت ۸:۷ دقیقه حضور خود را ثبت کنند و اگر ساعت ۸:۸ را نشان دهد طبق قانون کارخانه شامل جریمه ۱۰ هزار تومانی میشوند./ داشتن تلفن همراه در خط تولید، وی سی و محل کار ممنوع است و در صورت مشاهده موجب واکنش شدید و احتمالا اخراج خواهد شد./ استفاده از کلمه «این دفعه» ممنوع است./ نوشتن اسم اشخاص به جز اسم خلیل نظری در کلیه بخشهای کارخانه از جمله اعلامیهها، بولتنها و تابلوها و مکاتبات جاری ممنوع است./ کلیه مکالمات تلفنی برای کنترل بهبود کیفیت پاسخگویی ضبط شده و هر سه ماه یک بار به طور رندوم از بلندگوی کارخانه پخش میگردد؛ لذا مراقب مکالمات خود باشید چرا که مسئولیت آن برعهده خود شماست./ کارکنان و پیمانکاران کارخانه حق صحبت با پرسنل را ندارند و در صورت تخلف پیمانکار معادل ۵ درصد مبلغ قرارداد جریمه می شود./ تجمع بیش از ۲ نفر در زمان عدم حضور کارفرما در وقت اداری ممنوع و شامل عکسالعمل خواهد شد./ در عکسهای دستهجمعی هیچ کس نباید بنشیند و هیچکس جز مدیرعامل نباید لباس شخصی داشته باشد/. زنان کارگر که قصد ازدواج داشته باشند حداکثر در دوران نامزدی و آن هم به مدت یک سال کارشان ادامه می یابد."
ماجرای رخدادهای کارخانه چسب هل، یکبار دیگر بی مجالی ذهن و ضمیر ایرانی را در رسانه ها به آفتاب افکند. ما اغلب در برابر هر رخدادی بدون درنگ لازم، فورا به دو دسته موافق و مخالف تقسیم می شویم....
به گمان من این مورد از جمله نوادر ایجاد نوعی نظم و انضباط در میان ایرانیان "درون دوره"(معاصر) است که شاید اشکالاتی هم می داشته واز این رو بیشتر به راه نمایی و حمایت نیازمند می بوده تا ایراد و انتقاد سرخورده کننده، یا حمایت تام خودکاکه ساز!
ما ایرانیان در زمین زدن حریف شگرد داریم. می آییم و شاخص ترین اشکالی که به نظرمان می رسد را برجسته می کنیم و بستر را برای نیش زدن فراهم می آوریم. در این ماجرا جریمه برای عدم حضور در نماز برای کوفتن کارفرما برجسته شد. بدون اینکه به روی دیگر ماجرا که ایجاد نظم و انصباط و سد کردن راه هر گونه تنبلی -که نزد ما ایراینان بیماری مزمن هم هست- توجه کنیم.
من خودم به ایجاد این گونه نظم آهنین در محیط کار گرایش دارم ولی البته نباید هیچ حقی از کار گر زیر لوای ایجاد نظم و انضباط پایمال شود. در اینجا هم می شود به پالایش تصمیمات پرداخت و رفتار خوب منظم -ولو برای کارگر سخت - را تحسین و رفتار های منجر به تضییع احتمتالی حقوق کارگر را اصلاح کرد...