شهر دست اندازها

در گذشته قوچان ما شهر سران بود و شهر پهلوانان بود، به قشیری اش می نازید و اگر اشتباه نکنم به یکی از شیخ نجم الدین های عارف و به آقا نجفی قوچانی، و صنایع دستی اش شاخص بود و موسیقی اش کشوری و بل جهانی بود والبته در فاز غیر رسمی اش هست_دامداری اش بر سر زبانها بود و انگورش اسمی داشت و کشمشش، مشتری پسند بود و... امروز اما به دید من اسم قوچان را بگذارند "شهر دست انداز"های دست ساز، هیچ عجیب نیست...

یعنی همه آن افتخارات پر ابهت و آسمانی، تحت الشعاع یک پدیده سبک کف زمین قرار گرفته اند...

گذشته غنی و امروز فقیر!

 شاید با دیدن تیتر نوشته سمت و سوی ذهنی شما به سوی اقتصاد گرایش کرده باشد. البته این تیتر در حوزه اقتصاد هم صدق می کند. بلکه بیشتر هم.یعنی گذشته غنی و امروز فقیر... اما من قصه دیگری دارم از این تیتر...

در گذشته فرهنگ ما در ذهن و عین چنان همبسته بود که برای هر موقعیتی اصطلاحی و تعبیری هم بود که نشانی از ظرافت با خود داشت. مثلا وقتی کسی همراه پسرش در موقعیتی دیده می شد و مخاطب می خواست از او بپرسد که "پسرت است؟" می پرسید: "آقازاده است؟" و در توازی این، اگر کسی می خواست پسرش را به دیگری معرفی کند، می گفت: "بنده زاده است" امروز اما از این اصطلاح "بنده زادگی" که نشانه فروتنی در رفتار اجتماعی و به معنای ادب است، در معرفی فرزند به کسی، خبری نیست! یعنی نسل پدرانِ امروز از این اصطلاح خبر ندارند اصلا! من خودم مکرر دیده ام که کسی در معرفی پسرش گفته"آقازاده ما"! در حالیکه در همان زمان، شم زبانی، فرهنگی اش بهش فشار می آورده که یک جای کار در این معرفی می لنگد. ولی چون قضیه را نمیدانسته به همان "لفظ آقا زاده ما" چنگ زده طفلی!

نیز در گذشته که "بوق" نبود، یعنی این همه ماشین و موتور و سر و صدا و ... نبود، وقتی کسی می خواست گاری ای رد کند یا با الاغ و استری از کوی و گذر رد می شد و کسی بی خبر می آمد که سد راه کند، یا برخوردی پیش بیاید با گفتن"آی خبر، آی خبر!" طرف را می آگاهانید... ولی امروزه که دیگر این لفظ قشنگ، ور افتاده اگر در موقعیت ساده ای کسی بخواهد نفر بیخبر جلویی را آگاه کند ناگزیر صدا می کند آ.های! یا آی آقا یا خانم! یا در مرتبه پایین تر "اوهوی!"... این را گفتم که بگویم امروز با دوچرخه، گاماس گاماس در خیابان خلوت می رفتم که یکی که گوش دوچرخه را گرفته بود و از پیش می رفت، بدون اینکه متوجه باشد اریب کرده بود و به سمت من در شدن بود. می رفتم که از پشت سر برخورد کنم. مانده بودم چگونه خبرش کنم. چیزی به ذهنم نیامد و ایستادم به آرام سوت زدن! و طرف به یک آن برگشت و از جا جهید و از سرر اه کنار رفت و البته مرام داشت و به پوزشی همدلانه مهمانم کرد. رد شدم ولی بعد از این بود که یا جمله طلایی"خبر! خبر!" افتادم... چه حال بی ارتباط با گذشته ای ساخته ایم برای خود!

خبر خوش!...

خبر خوش اینکه دفتر نماینده شهرستان کمیته هایی برای تدبیرات امور شهرستان تمهید کرده یا در دست اقدام داردو یکی از این کمیته های کمیته امور روستایی است. کار این کمیته این است که به روستا ها گسیل بشود و از وضعیت اوضاع و کمبود ها و نیازها و پتانسیل ها و ... با خبر شود و به سمت گره گشایی از زندگی مردم بروند...

در اولین سفر، من هم همراه تیم بودم. رفتیم روستای محمودی، بیگلر و سلیم آباد... کار و تقاضا و نیاز و پتانسیل فراوان است...

این کمیته اگر بتواند کار خودش را بطور روشمند و علمی سامان دهد، نقطه قوت بزرگی در راستای تغییر اوضاع روستاییان تواند افتاد...

منتظر آینده می مانیم...

درس های دردناک...

برق‌گرفتگی و مرگ نوجوان ۱۴ ساله در پارک لاله؛ شهردار تهران «تذکر گرفت»

افشین حبیب‌زاده، عضو شورای شهر تهران، از تذکر به پیروز حناچی، شهردار تهران، در ارتباط با مرگ نوجوان ۱۴ ساله در پارک لاله تهران و جان باختن یک کارگر خدمات شهری در حین رفت‌وروب بر روی پل سید خندان خبر داد.

این نوجوان ۱۴ ساله بامداد یکشنبه ۱۹ مرداد در حین ورزش با پدرش در پارک لاله به دلیل تکیه به پایه چراغ برق بر اثر برق‌گرفتگی جان خود را از دست داد.

افشین حبیب‌زاده، عضو شورای شهر تهران، روز سه‌شنبه ۲۱ مرداد، در این باره گفت که «عدم رسیدگی به موقع به تأسیسات»، «سهل‌انگاری پیمانکار» و «قصور در نظارت ناظر مستقیم فضای سبز» از عوامل این حادثه بوده‌اند.

این عضو شورای شهر تهران هم‌چنین دربارهٔ حادثه جان باختن یکی از کارگران خدمات شهری منطقه هفت در حین رفت‌وروب بر روی پل سید خندان هم گفت: «در آن حادثه هم پیمانکار برخلاف شرایط پیمان که باید برای رفت‌وروب از تجهیزات خودرویی استفاده کند از نیروی انسانی استفاده کرده است.»

بروز حوادث مختلف ناشی از رعایت نکردن نکات ایمنی، یکی از عوامل بروز حوادث مرگبار در ایران است.

حدود یک ماه پیش، حادثه آتش‌سوزی در کلینیک سینای اطهر در تهران به دلیل رعایت نکردن مسائل ایمنی و استانداردهای لازم منجر به مرگ ۱۹ نفر شد.

**********

دردناک است...

ولی می باید که چشم مصادر امور در شهرستان را به روی حساسیت و  احتیاطات و الزاماتِ مدیریت شهری باز کرده باشد...

 

سرمایه مغفول!...

وقتی به تو توهین شد. وقتی در دنیا بی آبرو شدی. برو سراغ سرمایه ات. هرکسی سرمایه ای دارد: خودکشی

صداق هدایت

 بیدارگرتر و برنده تر از این ندیده ام! مرحبا به این بلندای همت!

بدچشمی!!

در کشاکش طرح "گشایش اقتصادی" رئیس جمهور در این روزهای گریبانگیری ویروس چینی، و چنان که در فضای مجازی آمده بود طرح یا پیشنهاد مشعشع یکی از اذناب قدرت(حسین مرعشی) در طرح فروش "پته نفت"!! به مردم و جمع آوری "طلا و سکه و دلار  و ... از دست مردم و..."،  جمله ای هم از سوابق یکی دیگر از مشعشع پردازان در رسانه ها آمده بود: "محمدحسین فرهنگی، نماینده تبریز در مجلس شورای اسلامی، روز یکشنبه ۱۵ تیر ماه از قول مقامات بانک مرکزی ایران اعلام کرد که «۳۵ میلیارد دلار در خانه‌های مردم است.»

 در عرف سیاست ملل، وظیفه دولت ها و حاکمیت ها، صیانت از جیب مردمشان است، یا قاپیدن نان دستشان؟!

فقر نظری در تدبیر امور

صبح رفته بودم قارچ بخرم. فروشنده- اغلب دکانداران ما چنین می کنند البته- یک دستکش پلاستیکی که کنار گذاشته بود بحسابِ رعایت بهداشت دست کرد و برد زیر قارچ ها و ریخت تو پلاستیک! گفتم این دستکش که کنار گذاشته بودید که آلوده تر است! بالاخره هر چند روز دستکش تازه جای گزین این می شود. حتی اگر روزانه هم تعویضش کنی بازهم آلوده است...

می گوید: چیکار کنیم. بی دستکش باشیم، جریمه می شویم. باشیم مشتری اعتراض می کند! از ماسک هم- که الزمی تر است- خبری نبود!

بنظرم راست می گفت! این، به عهده اتاق اصناف شهرتان است که به منظور یکسان سازی روش عمل در بازار-بویژه در بازار مواد غذایی- با همکاری شبکه بهداشت، پروتکل بهداشتی تعریف کند و تکلیف کند تا در برابر دید خریداران نصب کنند و و شماره تلفت دریافت گزارشات و اعتراضات احتمالی هم زیرش اعلام شود!

از کجا می آیند؟!

بازگشت کوپن کلید خورد

حجت‌الاسلام حسین میرزایی با اشاره به طرح‌های مجلس برای حمایت از اقشار آسیب‌پذیر جامعه اظهار داشت: در دو هفته قبل طرح‌ کالابرگی برای کالاهای اساسی مخصوص دهک‌های پایین جامعه از جهت ظرفیت‌های اقتصادی تنظیم شده است.

پرسش:

این "اقشار آسیب پذیر" از کجا می آیند؟!....

تولید انبوه دست انداز

شکر خدا در ادامه پیروزهای پی درپی مدیران و مصادر، قوچان در تولید انواع و اقسام دستانداز به خود کفایی رسیده است. در اینجا شماری از انواع در معرض دید دست انداز را می آوریم:

1- دست انداز هایی که دقدیقا با هدف درهم شکستن جلو بندی ماشین در معابر و خیابان ها ساخته شده اند. مانند دست اندازه هایی مه در فرخان هر روز خود را به رخ رانندگان می کشند!

2- دست اندازهایی که احتمالا اداره محترم مخابرات با تعبیه دهانه هایی برای دست رسی به سیستم کابلی زیر زمین ایجاد کرده اند. همان ها که با در های گرد آهنی معروف همه است. این دایره های گرد آهنی با بلند تر بودن از سطح معمول آسفالت، دست انداز ایجاد کرده اند... نمونه اش در خیابان های اصبلی قوچان و در کمربندی مدرس هست. تماشا هم رایگان است!

3- برعکس مخابرات، شهرداری قوچان - یا شاید نهغد دیگری، نمی دانم- دریچه هایی که روی کانال های  سیستم"اگو"ی جمع آوری آب های سطحی ، تعبیه کرده، حدود 3-4سانتی، کم و بیش پایین تر از سطح خیابان اند و دست انداز های قابل هستند.

4- دست اندازهایی که مردم در اقر ساخت و ساز و برای نصب گاز و وصل لوله کشی آب، کنده اند و به امان خدا رها شده تا کی شهرداری برسد و جکع و جورشان کند، این ها هم برای خود سنخی از دست انداز هستند تأثیر گذار

5- آسفال های فرسوده و خورده شده و چال چوله شده در سطح خیلی از معابر هم...

6- خرابی های طبیع یو ناشی از فرسایش و برف و باران و ... نیز...

ویروس را نمی دانیم!

ویروس چینی را نمی دانیم دست ساز است یا طبیعی؟! این تپه های پست و بلندی که در جای جای کوچه ها و خیابان ها و جاده های ما کاشته شده اند و ماشین را به هوا می برند و رها می کنند، را که می دانیم! 

به گمان من، وجود این گونه دست انداز سازی - که برای ما عادی و طبیعی، و شاید از دید سازنده، واجب و ضروری!!- یعنی اقرار به فقر مهارت زیست جمعی!

جدول گذاری خیابانی

این روزها لابد شهردرای محترم است که مشغول جدذول گذاری در آخر روستای هی هی است. کاش می توانستند این جدول گذاری را تا آخر دامداری ها ادامه دهند و خیابان فقیر را  با جدا کردن از روان آب های کنار گذر که به جاده می زنند و آسفالت را در درازنای زمان به هم می ریزند، سامانی بخشند و خلایق برای یکبار هم شده آسفالتی روان و راحت ببینند!

دو جریان در هم!

اینجا هم جالب، عجیب و مسخره است که:

- مصادر امور هرچه در حوزه دید خود می بینند همه پیروزی و پیشرفت و کار های بزرگی که بدست آنان، یا در حوزه و حیطه مدیریت آنان انجام شده است ...

و

-مردم که که هرچه می بینند خرابی و ضعف و بی امکاناتی و بی عملی و ولنگاری در نظام اداری و فقر و فاقه و بن بست اقتصادی و فرهنگی و سیاسی و دینی و اجتماعی و تاریخی... است!

ویروس چینی

هرچند مؤکد است که فاصله گزاری و فاصله گیری، یکی از قوی ترین راه های کنترل ویروس چینی است و راهی مطمئن برای در امان ماندن و قطع چرخه انتشار، باز، می بینی مردم را که در صوف نانوایی ها چنان تنگ هم می ایستند که که انگار نه انگار رعایتی و احتیاطی و گسترش ویروسی هست...! و جالب، عجیب، و مسخره این است که هیچ کنترلی و جهت دهی ای و گوشزدی از ناحیه مصادر هم نیست!... 

زندگی کوچک

زندگی در شهرهایی کوچک اگر یکی دوتا حسن_ آلودگی کمتر و هوایی بهتر و نبود شلوغی و سرو صدا و ..._ داشته باشد، ده ها عیب در کنارش دارد که زندگی را سخت می کند...

 برای نمونه: برای رفتن به خیابان در قوچان، گویی باید قدرت برتر داشته باشی! از بی نظمی و راه بندان و خیابان بندی و رعایت نکردن مقررات رانندگی، و رعایت نکردن بهداشت، و نبود امکانات؛ و... و در جنبه فردی زندندگی،  عادی بودن دشیادی و نبود  مهارت زیست و ... که باید چشم به روی همه ببندی یا باید یک یک به همه یادآوری شوی.... و آنوقت پرخاش در برابر یک یادآوری و حرف نشنوی و پاسخ سربالای ادارات و... همه بقول مولانا چون مشک ها بر سرت خواهند ریخت...