طوفان نشسته....
29 سالگرد فرو نشستن طوفانی که به آگاهی برخاسته بود....
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم خرداد ۱۳۹۹ ساعت 12:12 توسط "هه رای"
|
29 سالگرد فرو نشستن طوفانی که به آگاهی برخاسته بود....
سیاست بود و انتخابات بود و هر حرفی استعداد کژتابی داشت و ممکن بود بی اطلاع و استناد و استدلال، بر، یا با، کسی تفسیر شود....
باز بر سر نوشتن بر آمده ایم...
چنین می اندیشم که یک قوچانی هستم. به تمام معنا(تند و تیز، صادق، ضمخت، یک دنده، صدایی در وضعیت عادی هم نتراشیده، توده اضداد. با قهقه خنده، و عصبانیت در صفر تا چهار صدم ثانیه، زودباور، تحلیلگر، ریز بین، منتقد، خود رأی، با دیگران مهربان و با خویش بیگانه، در نظام اداری سربه زیر، بی دفاع، به کم -که چه عرض کنم- به هیچِ خود قانع، چون اژدها-فقیر- بر گنج فرهنگ خوابیده و...) به قوچانی بودن اگرهم افتخار کنم، افتخاری است مربوط به گذشته و به باشندگی نیاکانم...که، از فرط صداقت و صراحت لهجه ای که داشته اند، از شور آزاد منشی ای که لبریزبوده اند،از حرف زوری که در درازنای تاریخ برنتافته اند؛ همواره و هر روز خود مشق"بودن" نوشه اند...(از حمله مغول بگیر تا تگ هر نوخاسته ای که سر جهانداری و جهانگیری داشته و گذرش به قوچان افتاده و کمیتش اینجا نلنگیده است!) این را تاریخ گواهی تواند کردن...