آنان که نام و نانشان در آشفتن است...
.... تا قیافه بعضی از آدم های مطرح را در سر تیتر خبرها می بینم،
دلم فرو می ریزد که باز چه آورده اند، آشوب روان خلق راا؟!...
+ نوشته شده در سه شنبه نهم شهریور ۱۳۹۵ ساعت 16:9 توسط "هه رای"
|
.... تا قیافه بعضی از آدم های مطرح را در سر تیتر خبرها می بینم،
دلم فرو می ریزد که باز چه آورده اند، آشوب روان خلق راا؟!...
چنین می اندیشم که یک قوچانی هستم. به تمام معنا(تند و تیز، صادق، ضمخت، یک دنده، صدایی در وضعیت عادی هم نتراشیده، توده اضداد. با قهقه خنده، و عصبانیت در صفر تا چهار صدم ثانیه، زودباور، تحلیلگر، ریز بین، منتقد، خود رأی، با دیگران مهربان و با خویش بیگانه، در نظام اداری سربه زیر، بی دفاع، به کم -که چه عرض کنم- به هیچِ خود قانع، چون اژدها-فقیر- بر گنج فرهنگ خوابیده و...) به قوچانی بودن اگرهم افتخار کنم، افتخاری است مربوط به گذشته و به باشندگی نیاکانم...که، از فرط صداقت و صراحت لهجه ای که داشته اند، از شور آزاد منشی ای که لبریزبوده اند،از حرف زوری که در درازنای تاریخ برنتافته اند؛ همواره و هر روز خود مشق"بودن" نوشه اند...(از حمله مغول بگیر تا تگ هر نوخاسته ای که سر جهانداری و جهانگیری داشته و گذرش به قوچان افتاده و کمیتش اینجا نلنگیده است!) این را تاریخ گواهی تواند کردن...