می نوشتم/ می نویسم، با خیال تاک. به خیال خودم!...

گمان میکردم تاکستانی است "هرای" نامه، حالا بعد از چند سال

امروز که از غصه ایام کمی دنج بود دلم، به تماشایش درآمدم... چه درآمدنی! منظره دهشتناک خارستان بود، بس که از واکنش به روز مرگی های این و آن، صحنه آراسته بودم!!

جاروی "دِلِت" برداشتم هرچه خاکروبه بود و به گوشه چشمم آمد، روفتم و به خاکروبه دانِ دست مجاز فسردمشان که نه جای سرجنبانی شان در تاکستان من بود....

اینجا تاکستان من است....