مظلوم مظلوم است!
همه جا هست اسمت، و مرامت نه!
که مظلوم هستی، به حقیقت مظلوم!...
آن هم در میان ما مدعیان دوستی و دوستداری...
*****************
دل یاری نمی کند از چند و چول محتوا و منش و روش برخی هیأت ها بنویسی. بالاخره هرچه هست نام حسین محور کار است، علیه السلام.
ولی با خود می اندیشم : اگر حسین به مرام و معرفت و انسانیت دعوت کرده است، و حالا کسانی هستند که از نام حسین(ع) نان بر می آورند، و زیر علم او نام خود بر می افرازند، و از جانسوزی ای که بر او رفت، هرای خویش می کنند....، شوریدن بر این، نه آیا لبیک به حسین (ع) خواهد بودن؟!
+ نوشته شده در شنبه هفدهم مهر ۱۳۹۵ ساعت 14:11 توسط "هه رای"
|
چنین می اندیشم که یک قوچانی هستم. به تمام معنا(تند و تیز، صادق، ضمخت، یک دنده، صدایی در وضعیت عادی هم نتراشیده، توده اضداد. با قهقه خنده، و عصبانیت در صفر تا چهار صدم ثانیه، زودباور، تحلیلگر، ریز بین، منتقد، خود رأی، با دیگران مهربان و با خویش بیگانه، در نظام اداری سربه زیر، بی دفاع، به کم -که چه عرض کنم- به هیچِ خود قانع، چون اژدها-فقیر- بر گنج فرهنگ خوابیده و...) به قوچانی بودن اگرهم افتخار کنم، افتخاری است مربوط به گذشته و به باشندگی نیاکانم...که، از فرط صداقت و صراحت لهجه ای که داشته اند، از شور آزاد منشی ای که لبریزبوده اند،از حرف زوری که در درازنای تاریخ برنتافته اند؛ همواره و هر روز خود مشق"بودن" نوشه اند...(از حمله مغول بگیر تا تگ هر نوخاسته ای که سر جهانداری و جهانگیری داشته و گذرش به قوچان افتاده و کمیتش اینجا نلنگیده است!) این را تاریخ گواهی تواند کردن...