بدرود حافظ قلم!
امیر جلالالدین اعلم، ویراستار و مترجم درگذشت....
"...میر جلالالدین اعلم با ترجمه آثاری از نویسندگان و فیلسوفان مطرح قرن بیستم، نظیر فرانتس کافکا، ژان پل سارتر، آلبر کامو و کارل ریموند پوپر، جایگاهی ویژه در میان مترجمان ایرانی داشت.او چندان در محافل ادبی شرکت نمیکرد و به ندرت تن به گفتوگو با رسانهها میداد. او در جایی گفته بود که "سالها رنجی نامأجور کشیده و حاصلی جز نامرادی و تلخکامی" نبرده است...."
بدرود حامل و حافظ قلم... از خامه تو بسی درس معانی روزی من بوده است.... بدرود!
+ نوشته شده در پنجشنبه چهارم خرداد ۱۳۹۶ ساعت 21:31 توسط "هه رای"
|
چنین می اندیشم که یک قوچانی هستم. به تمام معنا(تند و تیز، صادق، ضمخت، یک دنده، صدایی در وضعیت عادی هم نتراشیده، توده اضداد. با قهقه خنده، و عصبانیت در صفر تا چهار صدم ثانیه، زودباور، تحلیلگر، ریز بین، منتقد، خود رأی، با دیگران مهربان و با خویش بیگانه، در نظام اداری سربه زیر، بی دفاع، به کم -که چه عرض کنم- به هیچِ خود قانع، چون اژدها-فقیر- بر گنج فرهنگ خوابیده و...) به قوچانی بودن اگرهم افتخار کنم، افتخاری است مربوط به گذشته و به باشندگی نیاکانم...که، از فرط صداقت و صراحت لهجه ای که داشته اند، از شور آزاد منشی ای که لبریزبوده اند،از حرف زوری که در درازنای تاریخ برنتافته اند؛ همواره و هر روز خود مشق"بودن" نوشه اند...(از حمله مغول بگیر تا تگ هر نوخاسته ای که سر جهانداری و جهانگیری داشته و گذرش به قوچان افتاده و کمیتش اینجا نلنگیده است!) این را تاریخ گواهی تواند کردن...