رفته بودم چارو کنم. ذهن وضمیرشان را مگر...

می شناختمشان....

سکوتم فرو بلعید. حالم بد شد با دیدن وشنیدنشان...

 به واقع عرص می کنم، نه از سر تعارف معمول....

ظقلک حال خوب من از پی روزهای آغازین ماه رمضان....

با مشی و منشی که در میان خلق بدان شهره اند تنی چندشان، روی عتبات ملکوک می کنند بیشتر...