همه باید بخواهند...
بی شک هر قوچانی در هر کجا که هست، دغدغه اعنلای شهرش را دارد. اصولا شاید بتوان گفت امروز ذهنیت شهروندی به سوی دغدغه مندی و احساس مسؤلیت و نیاز به ایفای نقش فعال در ساختن جامعه و از این طریق، رسیدن به نوعی خود یابی و رضایت درونی گرایش دارد. یقین داریم که همشهریان عزیز دل در گرو رشد قوچان دارند. از طرف دیگر، رشد با انفعال بدست نمی آید. از این رو خلاء فضایی که در آن بتوان به گفتگو نشست، مسایل را به تماشا گذاشت و یک هم اندیشی روزانه در باب ابتلائات و اشکالات شهر و. شهرستان تمهید کرد، حس میشد و میشود.....
نقد _ روشمندانه و معطوف به معیار علمی_موجب اعتلا؛ و نقد پذیری، تقوای"مسؤلیت" ما است.
ساختن جامعه عزم همگانی می خواهد.
همه باید باشند. همه باید بخواهند. همه باید ببینند. همه باید بشنوند، مگر کژی ها راست آیند...
+ نوشته شده در شنبه هجدهم شهریور ۱۳۹۶ ساعت 1:51 توسط "هه رای"
|
چنین می اندیشم که یک قوچانی هستم. به تمام معنا(تند و تیز، صادق، ضمخت، یک دنده، صدایی در وضعیت عادی هم نتراشیده، توده اضداد. با قهقه خنده، و عصبانیت در صفر تا چهار صدم ثانیه، زودباور، تحلیلگر، ریز بین، منتقد، خود رأی، با دیگران مهربان و با خویش بیگانه، در نظام اداری سربه زیر، بی دفاع، به کم -که چه عرض کنم- به هیچِ خود قانع، چون اژدها-فقیر- بر گنج فرهنگ خوابیده و...) به قوچانی بودن اگرهم افتخار کنم، افتخاری است مربوط به گذشته و به باشندگی نیاکانم...که، از فرط صداقت و صراحت لهجه ای که داشته اند، از شور آزاد منشی ای که لبریزبوده اند،از حرف زوری که در درازنای تاریخ برنتافته اند؛ همواره و هر روز خود مشق"بودن" نوشه اند...(از حمله مغول بگیر تا تگ هر نوخاسته ای که سر جهانداری و جهانگیری داشته و گذرش به قوچان افتاده و کمیتش اینجا نلنگیده است!) این را تاریخ گواهی تواند کردن...