من موجودی وقیح هستم! بله تعجب نگنید! هیچ سهوی  درمیان نیست. من وقیح هستم!....

وقتی از تلویزیون دروغ می شنوم و دم برنمی آورم، وقتی رادیو  در حضورم من مرا انکار می کند و از من واکنشی دیده نمی شود، وقتی در رسانه ها نامربوط می شنوم و ککم نمی گزد، وقتی راست راست از ورای دوربین، به چشمم فرو تپیده می شوند و تحقیرم می کنند و من چون جن زده ای مات به در و دیوار می چسبم،  یا ترس خورده، لب می گزم و سر در خشتک خود فرو می برم، وقتی مصادر امور  و صاحی منصبان کشورم -که می باید گمارده من باشند و به خیر من (ملت) بیاندیشند- نتیجه تصمیم ها و اعمال و پندار و بیان و گفتارشان رو به اضمحلال بردن من است، وقتی جناح های(باندهای) باصطلاح سیاسی ایستاده بر شانه های من، به جای هم افزایی انرژی و اندیشه و گره گشایی از کار کشور، به تخریب و تحقبر و حذف هم -که امروز خود را در این می بینند- را خدمت نام می نهند، و.... ومن همچنان بی عملم، و همچنان در پی لقمه نانی به هر قیمتم، و همچنان در هزارتو های تنیده بر سر راهم فقط دویدن و نرسیدن را شناخته و زندگی نام کرده ام.... آیا وقیح نیستم؟!

 آیا وقیح نیستم که  نام انسان بر خود نهاده ام؟!