نمک پاشیدن به زخم مردم....
"معاون قوه قضاییه: سپردهگذاران موسسات مالی را مظلوم جلوه ندهیم؛ باید امروز ضرر سودجویی خود را بدهند
پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) : 
محمدباقر الفت، معاون رئیس قوه قضاییه میگوید سپردهگذاران موسسات مالی با علم و آگاهی به غیرمجاز بودن و کسب "سودهای بادآورده" اقدام به سپردهگذاری در این موسسات کردهاند.
اشاره معاون قوه قضاییه به موسساتی بوده که بدون مجوز بانک مرکزی فعالیت میکردند و سود بالایی به سپردهگذاران پیشنهاد کرده بودند.
محمد باقر الفت به ایلنا گفته است: "نباید سپردهگذارانی که با شناخت، قصد تحصیل سود داشتند مظلوم جلوه دهیم و با مظلومنمایی فضای جامعه را بهگونهای ترسیم کنیم که باید دولت وارد شود و مبالغی را به اینها بپردازد.""
*******************
این اظهار نظر یا در واقع ابراز وجود، بی مسؤلانه ترین رفتار در حوزه مسؤلیتی یک صاحب منصب است. آنهم در قوه قضاییه، که می باید پناه ستم کشیدگان باشد. به گمان من از مفهوم "اعتماد عمومی" که در سایه اعمال حاکمیت هر حکومتی برای شهروندانش به جود می آید هیچ درکی وجود ندارد! ...
به چهره های اینها نگاه کنید! اینها سودجویند؟! اینها درپی سود باد آورده اند؟! بس است آقایان! توهین و تحقیر و رها کردن مسؤلیت خود!.... مردم حتی اگر هم برای سود جویی مبادرت به سپرده گذاری در این موسسات کرده باشد حتما با این ذهنیت بوده که کسی هست که به اینها مجوز فعالیت داده، حتما کسی هست که بر کار اینها نظارت دارد، حتما کسی هست که جلو سوء استفاده های احتمالی خاطیان را بگیرد و ... و همه این "حتما" ها و "اما" و "اگر" ها، جز در سایه انتظار مردم از اعمال حاکمیت حکومت شکل می گیرد؟ و جز در سایه کار و انجام وظیفه و اعمال حاکمیت حکومت بوجود می آید؟!
می گویند در سایت فلان بانک و بهمان جا، لیست مؤسسات غیر مجاز اعلام شده بوده است!! پدر جان! سایت و اینترنت و باصطلاح جعلی ماها، فضای مجازی و ... که در جامعه ما رسمیت ندارد! اتفاقا از سوی قوه قضاییه هم رسمیت ندارد! حالا که به بن بست خورده ایم سایت بازی معتبر شده است؟ وانگهی چند درصد از مردم بیچاره ["و سود جوی"]!! سپرده گذار اصلا از سایت و اینترنت و فضای مجازی آگاهی، و برای رتق و فتق امور خود بدان مراجعه دارد؟!....
به گمان من اگر اصطلاح ابزاری"تشویش اذهان عمومی" مصداقی داشته باشد حتما این اظهار نظر و اظهار نظرهایی از این دست مصداق بارز آن است و مستوجب کیفر.... البته اگر کسی بخواهد خاطیان را کیفر دهد... فعلا که ما مردم با تحمل کثیری متصدیان ناکار دان، در حال کیفر دیدنیم....
چنین می اندیشم که یک قوچانی هستم. به تمام معنا(تند و تیز، صادق، ضمخت، یک دنده، صدایی در وضعیت عادی هم نتراشیده، توده اضداد. با قهقه خنده، و عصبانیت در صفر تا چهار صدم ثانیه، زودباور، تحلیلگر، ریز بین، منتقد، خود رأی، با دیگران مهربان و با خویش بیگانه، در نظام اداری سربه زیر، بی دفاع، به کم -که چه عرض کنم- به هیچِ خود قانع، چون اژدها-فقیر- بر گنج فرهنگ خوابیده و...) به قوچانی بودن اگرهم افتخار کنم، افتخاری است مربوط به گذشته و به باشندگی نیاکانم...که، از فرط صداقت و صراحت لهجه ای که داشته اند، از شور آزاد منشی ای که لبریزبوده اند،از حرف زوری که در درازنای تاریخ برنتافته اند؛ همواره و هر روز خود مشق"بودن" نوشه اند...(از حمله مغول بگیر تا تگ هر نوخاسته ای که سر جهانداری و جهانگیری داشته و گذرش به قوچان افتاده و کمیتش اینجا نلنگیده است!) این را تاریخ گواهی تواند کردن...