از همه کسانیکه قلم در دست دارند و نمی نویسند، تریبون دارند و نمی گویند، صدایی دارند و خبگی پیشه کرده اند، کلاس دارند و درس نمی دهند..... درد مردم را،... بیزارم و احساس تنفری عمیق و عجیب پیدا کرده ام....

از کسانیکه دروغ های بزرگ را می شنوند و معرعن، از کنارش رد می شوند و به نام مردم از سکو ها و پله ها و نردبان ها بالا می روند... از وزیر و وکیل و رئیس،....

"دیهیم" همچنان بر سر"خشایار"ها درخشان باد!