فغان از این بیگانگی
امروز سه شنبه هفدهم مهر ماه نود وهفت است. به عادت صبحگاهی سر تیتیر اخبار را در رسانه این سو و آن سوی جهان نگاه می کنم.... از این سویی ها چند تایی و زان سر، یکتا!...
آن یکتا تیتر زده است"محمد دبیر سیاقی در گذشت" دبیر سیاقی استاد ادبیات فارسی و و همکار و دهخدا و محمد معین در فرهنگ نویسی بود با نزدیک به 80اثر تصحییح در ادب پارسی...
این سویی ها اما دریغ از حتی یک اشاره در آخرین ستون های خود....
سر، یا سود این بیگانگی با گنجینه های ادبیات پارسی در میان یلند گوهای ما کدام است؟!
بیایید نپرسیم چرا به رسانه هاس بیگانه اعتماد می رود!!....
+ نوشته شده در سه شنبه هفدهم مهر ۱۳۹۷ ساعت 7:47 توسط "هه رای"
|
چنین می اندیشم که یک قوچانی هستم. به تمام معنا(تند و تیز، صادق، ضمخت، یک دنده، صدایی در وضعیت عادی هم نتراشیده، توده اضداد. با قهقه خنده، و عصبانیت در صفر تا چهار صدم ثانیه، زودباور، تحلیلگر، ریز بین، منتقد، خود رأی، با دیگران مهربان و با خویش بیگانه، در نظام اداری سربه زیر، بی دفاع، به کم -که چه عرض کنم- به هیچِ خود قانع، چون اژدها-فقیر- بر گنج فرهنگ خوابیده و...) به قوچانی بودن اگرهم افتخار کنم، افتخاری است مربوط به گذشته و به باشندگی نیاکانم...که، از فرط صداقت و صراحت لهجه ای که داشته اند، از شور آزاد منشی ای که لبریزبوده اند،از حرف زوری که در درازنای تاریخ برنتافته اند؛ همواره و هر روز خود مشق"بودن" نوشه اند...(از حمله مغول بگیر تا تگ هر نوخاسته ای که سر جهانداری و جهانگیری داشته و گذرش به قوچان افتاده و کمیتش اینجا نلنگیده است!) این را تاریخ گواهی تواند کردن...