درست برعکس!
در جلسه اخیر رئیس جمهور با 30نفر از جامعه شناسان، البته که طعم و فضای جلسه بر ذائقه غایبان معلوم نمی شود. احتمالا قدری توصیه از رئیس جمهور و قدرکی حرف های انتقادی با چاشنی بی رمق جامعه شناسانه و تمام!
بعد از پایان جلسه اما گویی یک یک جامعه شناسان در مصاحبه ای بعد از جلسه، دیدگاه ها و شاید برخی حرف های نگفته خود را بیان داشته اند.... از جمله جناب دکتر حاضری-که استاد این کِه بوده اند و احترامشان بر بنده واجب- بودند که "نفس برگزاری چنین جلسه های را که در قبل و بعد از انقلاب بی سابقه بوده، خوب مفید فایده مبارک و میمون دانسته اند"...
از نگاه من اما قضیه کاملا برعکس است. نفس برگزاری چنین جلساتی اتفاقا نشان می دهد که حکمرانان و سیاستگزاران و سیاستمداران ما هنوز که هنوز است به ماهیت و ازرش و کارآیی جامعه شناسی در کمک به اداره امور جامعه پی نبرده اند و بکلی با آن بیگانه اند. این جلسه خیلی که خوش بین باشیم حتمالا به این دلیل تشکیل شده است تا مسأله از سوی رئیس جمهور طرح، و پاسخ فی المجلس از زبان جامعه شناسان بتراود!! و من با همه بچگی ام در میان جامعه شناسی خواندگان همواره بر این بوده ام که: جامعه شناسی که پاسخ پرسشی را فی المجلس تحویل دهد، بویی از این رشته و ماهیت علمی اش نبرده است....
به گمان این بچه! این گونه جلسات که در پی شنیدن راهکار ها، یا شنیدن پاسخ های دم دستی به مسایل تشکیل می شود فقط می تواند نشانه خام اندیشی بانیان ئ حاضران ئ شرکت کنندگان باشد و بس!....
چنین می اندیشم که یک قوچانی هستم. به تمام معنا(تند و تیز، صادق، ضمخت، یک دنده، صدایی در وضعیت عادی هم نتراشیده، توده اضداد. با قهقه خنده، و عصبانیت در صفر تا چهار صدم ثانیه، زودباور، تحلیلگر، ریز بین، منتقد، خود رأی، با دیگران مهربان و با خویش بیگانه، در نظام اداری سربه زیر، بی دفاع، به کم -که چه عرض کنم- به هیچِ خود قانع، چون اژدها-فقیر- بر گنج فرهنگ خوابیده و...) به قوچانی بودن اگرهم افتخار کنم، افتخاری است مربوط به گذشته و به باشندگی نیاکانم...که، از فرط صداقت و صراحت لهجه ای که داشته اند، از شور آزاد منشی ای که لبریزبوده اند،از حرف زوری که در درازنای تاریخ برنتافته اند؛ همواره و هر روز خود مشق"بودن" نوشه اند...(از حمله مغول بگیر تا تگ هر نوخاسته ای که سر جهانداری و جهانگیری داشته و گذرش به قوچان افتاده و کمیتش اینجا نلنگیده است!) این را تاریخ گواهی تواند کردن...