هیچ از خود پرسیده اند؟!
قانون، قانون، قانون.....
چه خوب! که دنیا با مفهوم قانون این اندازه مأنوس شده است....
راستی مفهوم "قانون" برساخته چه کسی و کدام فرهنگ است؟! و خود آنها در دنیای امروز چه معنایی به این مفهوم می دهند؟ و چه برخوردی با آن دارند؟ و آن را چگونه به کار می برند؟
به خیال کژ من، قاون دو معنی و دو کارکرد دارد...
در دنیای مبدعان این مفهوم، معنی نظم و حد و حدود و تکلیف و حقوق و .... و از صدر تا ذیل جامعه را در پوشش نفوذ و قدرت خود گرفته و می گیرد.
در دیگر جاها مثلا در حکومت مادورو، اردوغان، شی، پوتین، و... در گذشته حکومت حسنی مبارک، صدام حسین، معمر قذافی، و....
این فقط جکومت است که قانونی است!! و اگر حکومت اینها قانونی است نمی دانم چرا بقیه چیزهاشان به زعم مردم خودشان، فراقانونی است؟! مثل تصمیم گیرهاشان، مثل روش حکمرانی شان، مثل تمکینشان به خواست مردم، مثل فضای بسته سیاسی و اجتماعی که بر می آوردن، مثل انحصاری که در حلقه حاکمان ایجاد می کندد، مثل یکه تاری که در عرصه اقتصاد برای گروه خود قایل اند، و ....
احتمالا در اینجور جاها قانون، نه قانو! که چتری است برای بودن و ماندن....
چنین می اندیشم که یک قوچانی هستم. به تمام معنا(تند و تیز، صادق، ضمخت، یک دنده، صدایی در وضعیت عادی هم نتراشیده، توده اضداد. با قهقه خنده، و عصبانیت در صفر تا چهار صدم ثانیه، زودباور، تحلیلگر، ریز بین، منتقد، خود رأی، با دیگران مهربان و با خویش بیگانه، در نظام اداری سربه زیر، بی دفاع، به کم -که چه عرض کنم- به هیچِ خود قانع، چون اژدها-فقیر- بر گنج فرهنگ خوابیده و...) به قوچانی بودن اگرهم افتخار کنم، افتخاری است مربوط به گذشته و به باشندگی نیاکانم...که، از فرط صداقت و صراحت لهجه ای که داشته اند، از شور آزاد منشی ای که لبریزبوده اند،از حرف زوری که در درازنای تاریخ برنتافته اند؛ همواره و هر روز خود مشق"بودن" نوشه اند...(از حمله مغول بگیر تا تگ هر نوخاسته ای که سر جهانداری و جهانگیری داشته و گذرش به قوچان افتاده و کمیتش اینجا نلنگیده است!) این را تاریخ گواهی تواند کردن...