شرم حضور؟!
من نمی دانم جناب رئیس جمهور در چه حالی اند و کدام دغدغه ها روی دوش او و کدام حرف ها روی شینه اش سنگینی می کنند...؟!
ولی می پرسم در برابر این همه نقد و انتقاد که به ایشان می شود - و البته هیچ ایرادی هم بدان انتقاد ها نیست که حق هر شهروندی است که دیدگاه و نقد و نظر خود بگوید- بقیه هیأت دولت و وزیران و معاونان و رأسای سازمانها و استانداران و ... چه شرم حضوری دارند که نمی توانند از دولت خود و از سازمان خود و از رئیس خود که نماینده حقوقی تصمیمات آنها هم هست، دفاع کنند و دفداع نمی کنند؟! و مگر از این میانه فقط "آشا" است که با تریبون آشنا است؟!
+ نوشته شده در جمعه دوازدهم بهمن ۱۳۹۷ ساعت 17:35 توسط "هه رای"
|
چنین می اندیشم که یک قوچانی هستم. به تمام معنا(تند و تیز، صادق، ضمخت، یک دنده، صدایی در وضعیت عادی هم نتراشیده، توده اضداد. با قهقه خنده، و عصبانیت در صفر تا چهار صدم ثانیه، زودباور، تحلیلگر، ریز بین، منتقد، خود رأی، با دیگران مهربان و با خویش بیگانه، در نظام اداری سربه زیر، بی دفاع، به کم -که چه عرض کنم- به هیچِ خود قانع، چون اژدها-فقیر- بر گنج فرهنگ خوابیده و...) به قوچانی بودن اگرهم افتخار کنم، افتخاری است مربوط به گذشته و به باشندگی نیاکانم...که، از فرط صداقت و صراحت لهجه ای که داشته اند، از شور آزاد منشی ای که لبریزبوده اند،از حرف زوری که در درازنای تاریخ برنتافته اند؛ همواره و هر روز خود مشق"بودن" نوشه اند...(از حمله مغول بگیر تا تگ هر نوخاسته ای که سر جهانداری و جهانگیری داشته و گذرش به قوچان افتاده و کمیتش اینجا نلنگیده است!) این را تاریخ گواهی تواند کردن...