دیوار کوتاه آن معلم کوهرنگی...
"وزیر آموزشوپرورش در واکنش به رفتار معلمی که دانشآموزان را مجبور میکند که او را تنبیه کنند، گفت: این کار نه تنها تشویق ندارد بلکه در حال پیگیری هستم آن همکار بنده باید دورههای بازآموزی را طی کند.
سید محمد بطحایی با انتقاد از رفتار معلم کوهرنگی که دانشآموزان تنبل کلاس خود را مجبور میکند خود او را تنبیه کنند، اظهار کرد: هر رفتاری که ترویج خشونت در مدرسه باشد، از حیث اصول تربیتی مذموم است و آن معلمی هم که این کار را کرده، اقدامی ضد تربیتی انجام داده است.
وزیر آموزش و پرورش افزود: این کار نه تنها تشویق ندارد بلکه در حال پیگیری هستم؛ آن همکار بنده باید دورههای بازآموزی را طی کند، زیرا تنبیه با هر روش و هر هدفی اعم از تنبیه فیزیکی و اعمال خشونت در مدرسه مذموم و ناپسند است.
بطحایی همچنین در مورد تنبیه بدنی دانشآموزان در برخی مدارس نیز گفت: تنبیه بدنی یا هرگونه تنبیهی که بر شخصیت و روحیه دانشآموزان اثر منفی بگذارد، خط قرمز آموزش و پرورش است و ما هیچ ملاحظهای در برخورد با متخلفان در این زمینه نخواهیم داشت.
این عضو هیئت دولت ادامه داد: با متخلفان بهصورت شدیدترین نوع برخوردی که در قوانین ما وجود دارد، برخورد شده است.
چند روز قبل فیلمی در فضای مجازی منتشر شد که معلمی در کوهرنگ دانش آموزان تنبل کلاس خود را مجبور میکند، او را تنبیه کنند."
*******
جناب وزیر آموزش و پرورش! فکر نمی کیند خود جناب عالی در همین دو سه خط افاضه، جند حرفکت توأم با خشونت و ضد تربیتی انجام داده اید؟! ...
ماجرای کش و قوس دار حذف و ابقا امتحان تیز هواشان در تابستان سال جاری برای دوره اول دبیرستان که از ذهن مشعشع جناب عالی بود، حاوی چه محتوای تربیتی بود؟ کدام آرامش و را به خانواده ها و روان دانش آموزان تزیرق کرد؟ و .... با افاضا شما یاد پینه سر زانوی اشتر و ادعای حمام گرمش می افتم....
چنین می اندیشم که یک قوچانی هستم. به تمام معنا(تند و تیز، صادق، ضمخت، یک دنده، صدایی در وضعیت عادی هم نتراشیده، توده اضداد. با قهقه خنده، و عصبانیت در صفر تا چهار صدم ثانیه، زودباور، تحلیلگر، ریز بین، منتقد، خود رأی، با دیگران مهربان و با خویش بیگانه، در نظام اداری سربه زیر، بی دفاع، به کم -که چه عرض کنم- به هیچِ خود قانع، چون اژدها-فقیر- بر گنج فرهنگ خوابیده و...) به قوچانی بودن اگرهم افتخار کنم، افتخاری است مربوط به گذشته و به باشندگی نیاکانم...که، از فرط صداقت و صراحت لهجه ای که داشته اند، از شور آزاد منشی ای که لبریزبوده اند،از حرف زوری که در درازنای تاریخ برنتافته اند؛ همواره و هر روز خود مشق"بودن" نوشه اند...(از حمله مغول بگیر تا تگ هر نوخاسته ای که سر جهانداری و جهانگیری داشته و گذرش به قوچان افتاده و کمیتش اینجا نلنگیده است!) این را تاریخ گواهی تواند کردن...