خراب از مکافات روزگار

کنجی میخواهم تا با خود خلوتی فراهم کنم

که نیست

میکده می خواهم....

 پیاله گردانی

که  چنگ بیاندازد در جان من

که بسوزاند روح خمول مرا..

من از این خموا می میرم...

بی میکده هم...