فصلی بر مردم شناسی قوچان
درحاشیه مرگ!
"یقه بندی"
در گذشته وقتی کسی در می گذشت، خویشان و نزدیکان درجه اول وی به معنای اینکه بی کس شده اند، و برای نشان دادن نهایت غم خویش یقه خود را می دریده اند، یا یقه خود را می گشوده اند... واین گشادگی یقه بر اثر دریده شدن یا بازگذاشتن ... تا روز هفت وی و گاه تا چهلم باقی بوده. در پایان مراسم شب هفتم یا چهلم، بزرگان محلل، یقه صاحبان مصیبت را در همان مجلس هم می آورده و می بسته اند، به این مراسم، "مراسم یقه بندی" می گفته اند...
+ نوشته شده در دوشنبه پنجم فروردین ۱۳۹۸ ساعت 22:12 توسط "هه رای"
|
چنین می اندیشم که یک قوچانی هستم. به تمام معنا(تند و تیز، صادق، ضمخت، یک دنده، صدایی در وضعیت عادی هم نتراشیده، توده اضداد. با قهقه خنده، و عصبانیت در صفر تا چهار صدم ثانیه، زودباور، تحلیلگر، ریز بین، منتقد، خود رأی، با دیگران مهربان و با خویش بیگانه، در نظام اداری سربه زیر، بی دفاع، به کم -که چه عرض کنم- به هیچِ خود قانع، چون اژدها-فقیر- بر گنج فرهنگ خوابیده و...) به قوچانی بودن اگرهم افتخار کنم، افتخاری است مربوط به گذشته و به باشندگی نیاکانم...که، از فرط صداقت و صراحت لهجه ای که داشته اند، از شور آزاد منشی ای که لبریزبوده اند،از حرف زوری که در درازنای تاریخ برنتافته اند؛ همواره و هر روز خود مشق"بودن" نوشه اند...(از حمله مغول بگیر تا تگ هر نوخاسته ای که سر جهانداری و جهانگیری داشته و گذرش به قوچان افتاده و کمیتش اینجا نلنگیده است!) این را تاریخ گواهی تواند کردن...