جدول گذاری خیابانی
این روزها لابد شهردرای محترم است که مشغول جدذول گذاری در آخر روستای هی هی است. کاش می توانستند این جدول گذاری را تا آخر دامداری ها ادامه دهند و خیابان فقیر را با جدا کردن از روان آب های کنار گذر که به جاده می زنند و آسفالت را در درازنای زمان به هم می ریزند، سامانی بخشند و خلایق برای یکبار هم شده آسفالتی روان و راحت ببینند!
+ نوشته شده در دوشنبه سیزدهم مرداد ۱۳۹۹ ساعت 3:18 توسط "هه رای"
|
چنین می اندیشم که یک قوچانی هستم. به تمام معنا(تند و تیز، صادق، ضمخت، یک دنده، صدایی در وضعیت عادی هم نتراشیده، توده اضداد. با قهقه خنده، و عصبانیت در صفر تا چهار صدم ثانیه، زودباور، تحلیلگر، ریز بین، منتقد، خود رأی، با دیگران مهربان و با خویش بیگانه، در نظام اداری سربه زیر، بی دفاع، به کم -که چه عرض کنم- به هیچِ خود قانع، چون اژدها-فقیر- بر گنج فرهنگ خوابیده و...) به قوچانی بودن اگرهم افتخار کنم، افتخاری است مربوط به گذشته و به باشندگی نیاکانم...که، از فرط صداقت و صراحت لهجه ای که داشته اند، از شور آزاد منشی ای که لبریزبوده اند،از حرف زوری که در درازنای تاریخ برنتافته اند؛ همواره و هر روز خود مشق"بودن" نوشه اند...(از حمله مغول بگیر تا تگ هر نوخاسته ای که سر جهانداری و جهانگیری داشته و گذرش به قوچان افتاده و کمیتش اینجا نلنگیده است!) این را تاریخ گواهی تواند کردن...