خبر خوش!...
خبر خوش اینکه دفتر نماینده شهرستان کمیته هایی برای تدبیرات امور شهرستان تمهید کرده یا در دست اقدام داردو یکی از این کمیته های کمیته امور روستایی است. کار این کمیته این است که به روستا ها گسیل بشود و از وضعیت اوضاع و کمبود ها و نیازها و پتانسیل ها و ... با خبر شود و به سمت گره گشایی از زندگی مردم بروند...
در اولین سفر، من هم همراه تیم بودم. رفتیم روستای محمودی، بیگلر و سلیم آباد... کار و تقاضا و نیاز و پتانسیل فراوان است...
این کمیته اگر بتواند کار خودش را بطور روشمند و علمی سامان دهد، نقطه قوت بزرگی در راستای تغییر اوضاع روستاییان تواند افتاد...
منتظر آینده می مانیم...
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم مرداد ۱۳۹۹ ساعت 20:16 توسط "هه رای"
|
چنین می اندیشم که یک قوچانی هستم. به تمام معنا(تند و تیز، صادق، ضمخت، یک دنده، صدایی در وضعیت عادی هم نتراشیده، توده اضداد. با قهقه خنده، و عصبانیت در صفر تا چهار صدم ثانیه، زودباور، تحلیلگر، ریز بین، منتقد، خود رأی، با دیگران مهربان و با خویش بیگانه، در نظام اداری سربه زیر، بی دفاع، به کم -که چه عرض کنم- به هیچِ خود قانع، چون اژدها-فقیر- بر گنج فرهنگ خوابیده و...) به قوچانی بودن اگرهم افتخار کنم، افتخاری است مربوط به گذشته و به باشندگی نیاکانم...که، از فرط صداقت و صراحت لهجه ای که داشته اند، از شور آزاد منشی ای که لبریزبوده اند،از حرف زوری که در درازنای تاریخ برنتافته اند؛ همواره و هر روز خود مشق"بودن" نوشه اند...(از حمله مغول بگیر تا تگ هر نوخاسته ای که سر جهانداری و جهانگیری داشته و گذرش به قوچان افتاده و کمیتش اینجا نلنگیده است!) این را تاریخ گواهی تواند کردن...